جمال رضايى
79
بيرجندنامه ( فارسى )
« محلّهء عقيل » « 1 » يكى از محلّات فرعى اين محلّه بود . 6 - 1 - محلّهء ته آببردى ( ملّى تا ااوردى malley ta avordi ) : از جنوب غربى « بند حاجى محمّد جعفر » تا « لب جوى گسكى » و كوچههاى منشعب و مجاور آن به اين نام خوانده مىشد . اين محلّه در سال « آب رودى » ويران شد و خانههاى دو سوى كوچهء اصلى آن بهكلّى از ميان رفت ولى از نو بازسازى گرديد . وجه تسميهء اين محلّه و كوچهء اصلى آن به « آببردى » همين است « 2 » . 7 - 1 - محلهء ته ده ( ملّى تادا malley ta de ) « 3 » : اين محلّه يكى از سه محلّهء قديمى و بزرگ شهر بود و نام آن يادآور روزگارانى است كه بيرجند « ده » شمرده مىشده است . اين محلّه پس از آنكه بيرجند « شهر » و مركز شهرستان شد نام « پايين شهر » به خود گرفت . محلّهء « ته ده » يا « پايين شهر » محلّهاى بسيار بزرگ و پرجمعيّت بود كه در غربىترين بخش جنوبى شهر از « لب جوى گسكى » و « مسجد آيتى » تا مسجد جامع بزرگ پايين شهر را دربر مىگرفت و از كوچه اصلى شرقى - غربى آن كوچههاى متعدّد شمالى و جنوبى منشعب مىگشت . ساكنان اين محلّه بيشتر از طبقات متوسّط و ندرتا از توانگران و ثروتمندان بودند . 8 - 1 - محلّهء ته رود ( ملّى تارود malley ta rud ) : محلّهء جنوب غربى كرانهء رود - نزديك به « محلّهء پاى قلعه » - به اين نام خوانده مىشد . ساكنان اين محلّه بيشتر بازاريان و كاسبها بودند . 9 - 1 - محلّهء تگ چاه ( ملّى تگ چا malley tage ca ) « 4 » : يكى از محلّههاى بزرگ شرقى و شمال شرقى بيرجند به اين نام خوانده مىشد . سبب اين نامگذارى اين مىباشد كه در گودترين قسمت جنوبى اين محلّه - بر روى يكى از چاههاى قنات قصبه « چاه پايابى » وجود داشت كه به آن « چخپايوّ cax payow » ( - چاهپاياب ) مىگفتند « 5 » . اين محلّه از خيابان منتظرى كنونى تا جنوب مسجد نسبتا نوساز « علوى » ( حايرى ) را در
--> ( 1 ) . نك : محلّهء عقيل . ص 84 . ( 2 ) . نك : زيرنويس شماره 4 . ص 33 . ( 3 ) . « ته » ( تا ta ) در اين نام به معنى پايين است . ( 4 ) . « تگ » به معنى « ته » و پايين است . براى معانى اين واژه در گويش بيرجند نك : « واژهنامهء گويش بيرجند » . ( 5 ) . نك : چاه پايابها . ص 196 - 195 .